الوپیک به عنوان شرکت پیشرو در زمینه حملونقل هوشمند درونشهری مرسوله، همواره در تلاش است تا پاسخگوی نیازهای در حال تغییر کاربران باشد و با همکاری سفیران و نیروهای جوان و با استعدادی که دارد به سرعت در حال توسعه و افزایش کیفیت خدمات خود است. برای ادامه این مسیر در جستوجوی جذب افراد جوان، باانگیزه، خلاق، مشتاق به فعالیتهای گروهی و روحیه چالشی هستیم. دغدغه ما رشد و یادگیری همه کارکنان است و تلاش میکنیم با ایجاد محیطی دوستانه، پویا و امن برای همکاران خود، مسیر پیشرفت شغلی آنها را آسان کنیم. ما بهترینها را درکنار هم جمع کردهایم و منتظر حضور شما در جمع خودمان هستیم.
من چندسال در این شرکت کار کردم از وقتی که نام برند زپ اکسپرس بود و هم زمانی که با الوپیک ادغام شدن. شما از بدو ورود به این شرکت با اچ آر بسیار ضعیف بی برنامه که حتی بلد نیستن چطور یه فرد جدید رو به واحد معرفی کنن کلا میبرن تو واحد میگن اینجا بشین و چندتا وسیله مثلا خوشامدگویی بهت میدن. اکثر اطلاعاتی ک در اگهی میزنن انجام نمیشه مثلا ناهار کلا ۱۵۰ تومن ناهار رو میدن مابقی از حقوقت کسر میشه، ورود خروجت کنترل میشه و کسر کار لحاظ میشه و....در کل بعدها میفهمید که این واحد اچ ار فقط محلی برای غیبت کردن و خبرچینی و...هست و عملا به عنوان اچ ار کاری انجام نمیدن. مدیران شرکت بیشتر سی لول ها و دیرکتورها اکثرا افراد بی سواد، بی تربیت و نوع برخورد و رفتارشون به صورتی هست ک شما متعجب میشید. این قضیه زمانی بغرنج تر میشه که شمادر جلسات شرکت میکنید اکثر جلسات بی محتوا بی نتیجه فقط دورهم جمع میشن یه سری نظرات و ایدهایی از مدیران میشنوید که کاملا عدم دانش کافی و نالایق بودن رو مشخص میکنه.سطح فکر در حد کارشناس اما اعتماد بنفس درحد مدیرعامل امازون. اکثرا هم با هم دوست هستند هر کدوم که وارد شرکت شدن دوستاشون رو هم اوردن و ارتقا و پیشرفت تو این شرکت ربطی به سطح عملکرد و شایستگی نداره. شما هرچی از نظر ارتباطی بهشون نزدیک تر باشی یا بی سوادتر باشی و بتونن احساس قدرت کنند احتمال پیشرفتتون بیشتر هست. اکثر مدیران رده میانی الخصوص عملیات( طبقه ۳ و پشتیبانی) و مارکتینگ و هم از این قاعده بیشتر پیروی میکنن. تنها چیزی که در این سازمان براشون ذره ای اهمیت نداره کارمندانشون هستند. افرادی از این شرکت رفتند که مدیران بهترین برندها شدن و جالب اینجاست که این بی سوادها به راحتی با رفتنشون موافقت کردن. کلا به پشتوانه گروه گلرنگ فقط راه حل هاشون باپول خرج کردن هست وگرنه ایده و بهبودی وجود نداره. حتی ایده ای هم بدی در ظاهر تشویق اما در واقعیت خفت میکنن تا دیده نشی. با ورود به این سازمان شما فقط انگیزه، اعتماد بنفس، امید به زندگی تون رو از دست میدین. به تازگی چون جزوه شرکت های زیان ده برای گروه بوده به لحاظ مالی خیلی حمایت نمیشه و در پرداخت ها تاخیر دارن و kpiو خدمات رو راحت حذف میکنن. محیط خیلی سمی و انواع روش های گسلایت رو تجربه خواهید کرد.
من برای مصاحبه در این شرکت رفتم اما بخواهم بگویم چیزهایی که در متن آگهی عنوان میکنند با واقعیت متفاوت است بحث ناهار و میان وعده مطرح شد که اصلا ناهار و میان وعده ای وجود ندارد بلکه حق ناهاری است که اصلا چیزی را شامل نمی شود ساعت کاری واحدی که به من اعلام کرده بودند وقتی به آن محل مراجعه کردم ساعت کاری با چیزی که منابع انسانی اعلام کرده بود متفاوت بود و اینکه پروسه چند هفته ای را باید طی کنید و در این حین وفقه هم بسیار می افتد به طور کلی اگر بخواهم بگویم چیزی که در متن آگهی اعلام کرده بودند با واقعیت تفاوت بسیار زیادی داشت و اینکه برداشت من این است شرکت یا سازمانی که از همان ابتدا با نیرو صداقت ندارد در موارد پس از آن هم مشکل ساز خواهد شد ...
با سلام خدمت همه عزیزانی که تازه می خوان به این مجموعه بپیوندن
من چند ماهی در دفتر هفت تیر مشغول بودم واحد جذب سفیر یا تله سیز
اول از همه شخصی به نام حبیبی بسیار آدم بی ادب و بی سواد هستش که هر کسی باهاش کار میکنه بعد از 3 ماه فرار میکنه
جلساتی رو به عنوان وان و وان تشکیل میده که در این جلسات نفرات رو تحدید میکنه و فشار روحی و عصبی بهشون میاره بطوری که وقتی شخص از این جلسه خارج میشه فرقی نداره آقا یا خانم به فکر استعفا و فرار از این مجموعه میوفته
این آقای حبیبی که رئیس واحد جذب هم هست ادعا دارد بعد از مدیر عامل شرکت ایشون هستش و همایت هم میکننش
تارگت جذب تعریف میکنن که وسط دوره تارگت وقتی میبین همکاران دارن همت مضاعف میکنن که به تارگت نزدیک شدن میاد پله های تارگت رو بیشتر و دست نیافتنی میکنه تا شخصی نتونه kpi بگیره خلاصه بخوام بگم دریافتی پرسنل دست این ها یک سرگرمی و بازیچه هستش که باعث میشه پرسنل هر ماه با چالش مالی و دریافتی مواجه بشن .
در ماه اول برخورد خوبی با نیوجوینر میکنه اما از ماه دوم چنان رفتار بد و زننده ای میکنه که هرشخصی هم باسه بفکر جدا شدن از الوپیک رو میوفته.
خلاصه اصلا شرکت مناسبی برای کار نیست و حیف که من چند ماه عمرم رو اونجا تلف کردم و خداروشکر بعد از جدا شدنم الان در شرکت دیگه ای به یک آرامش عصاب و دریافتی رسیدم.
چند سال در این مجموعه کار کردم؛ از زمانی که برند «زپ اکسپرس» بود تا دورهای که با «الوپیک» ادغام شد. بنابراین چیزی که مینویسم صرفاً یک برداشت کوتاهمدت نیست و بر اساس تجربه مستقیم از بخشهای مختلف این سازمان است.
متأسفانه یکی از بزرگترین مشکلات مجموعه، ضعف جدی در ساختار منابع انسانی است. از همان روز اول، فرآیند ورود و معرفی نیروی جدید بسیار غیرحرفهای است و در بسیاری از موارد فرد عملاً بدون آموزش و برنامه مشخص وارد واحد میشود. بخشی از مواردی که در آگهیهای استخدامی اعلام میشود نیز در عمل با چیزی که تجربه میکنید تفاوت دارد؛ از شرایط رفاهی گرفته تا نحوه محاسبه حضور و غیاب، کسرکار و سایر موارد.
مشکل فقط HR نیست. در بخش قابل توجهی از مدیریت، چیزی که بیشتر از تخصص و شایستگی به چشم میآید، روابط، رفاقت و نزدیکی به افراد خاص است. متأسفانه گاهی این تصور ایجاد میشود که مسیر پیشرفت بیشتر از آنکه به عملکرد، دانش و نتیجه کار وابسته باشد، به ارتباطات وابسته است.
جلسات متعدد برگزار میشود، اما بسیاری از آنها خروجی مشخصی ندارند و تصمیمها و ایدههایی مطرح میشود که نشان میدهد فاصلهای جدی بین جایگاه مدیریتی و دانش و تجربه واقعی وجود دارد. گاهی اعتمادبهنفس افراد بسیار بیشتر از دانش و توانایی مدیریتی آنهاست.
از طرف دیگر، در بعضی واحدها نوع برخورد با کارکنان به شکلی است که به جای ایجاد انگیزه، باعث فرسودگی و کاهش اعتمادبهنفس افراد میشود. حتی ایدهها و پیشنهادهای خوب هم همیشه فرصت واقعی برای اجرا یا دیدهشدن پیدا نمیکنند.
نکته عجیب اینجاست که نیروهای توانمندی در این مجموعه حضور داشتهاند که بعد از خروج، در شرکتها و برندهای معتبر به جایگاههای بسیار خوبی رسیدهاند؛ موضوعی که شاید نشان دهد مشکل همیشه از خود نیروی انسانی نیست، بلکه گاهی ساختار سازمانی توان استفاده درست از افراد توانمند را ندارد.
در شرایط فعلی نیز با توجه به وضعیت مالی مجموعه، کاهش یا حذف برخی خدمات و مزایا و همچنین تأخیر در پرداختها، فشار بیشتری به کارکنان وارد شده است. وقتی یک سازمان از کارکنانش انتظار عملکرد بالا دارد، طبیعی است که در مقابل باید ثبات، احترام، شفافیت و امنیت شغلی هم ایجاد کند.
در مجموع، تجربه من از این مجموعه این بود که اگر به دنبال محیطی برای رشد واقعی، یادگیری، شنیدهشدن و پیشرفت بر اساس شایستگی هستید، بهتر است قبل از ورود، حتماً درباره فرهنگ سازمانی و تجربه کارکنان فعلی و سابق تحقیق کنید.
این نقد از روی کینه یا عصبانیت نوشته نشده؛ اتفاقاً حاصل چند سال تجربه است. امیدوارم روزی این مجموعه به جایی برسد که همان اندازه که برای برند و اعداد و KPI اهمیت قائل است، برای آدمهایی که این اعداد را میسازند هم ارزش قائل باشد.
اولین مصاحبه من با مسئول بخش Front-end بود که ایشون سوالات معقولی پرسید و ۲-۳ تا الگوریتم و تابع جاوااسکریپت که باید روی تخته براشون می نوشتم که انجام دادم. چون در مصاحبه اول تایید شدم مصاحبه دوم هفته بعد با CTO اصلی شرکت بود که ایشون با ۴۰ دقیقه تاخیر اومدن و هیچ عذرخواهی هم نکردن. سوالات معمولی پرسیده شد مثلا کجا کار کردی و چالش های جدیدت تو مسایل فنی چی بوده و آیا علاقمند به تجربه چالش های جدید و سخت هستی یا نه ؟!
مصاحبه دوم هم قبول شدم و هفته بعد برای ارائه مدارک شناسایی استخدام و صحبت با مدیر منابع انسانی به دفتر دیگه شرکت رفتم که عمق فاجعه اونجا معلوم شد !!!
مدیر منابع انسانی بسیار رفتار زشت و ناپسند داشت و تماما درحال نگاه به گوشی موبایل اش بود و ذره ای به صحبت های من توجه نمی کرد. آخرش هم ۲-۳ تا سوال کلیشه ای و معمولی پرسید که فقط زیر فرم استخدام رو پر کنه. ای کاش مصاحبه اولم با این آدم بود تا می فهمیدم قضیه از چه قراره و ۳ بار الکی به مصاحبه نمیرفتم …
یک جوری سوال میکردن انگار من مجرم سابقه دار هستم و از زندان آزاد شدم یا قراره از شرکت دزدی کنم و مشکوک به نظر میرسم !!!
این شرکت سفته میگیره و مبلغ اش هم قابل توجه است !!!
خبری از حقوق درخواستی نیست و خودشون یک الگوی مالی دارن و از روی اون حقوق تعیین میشه و نه عدد درخواستی شما.
حقوق ماه اول یعنی دوره تست تقریبا به ۵۰ درصد حقوق پیشنهادی شون هم نمیرسه و تازه اگر مدیر فنی شمارو کامل تایید کنه همون الگویی که دارن برای شما تعیین میشه !!!
برخورد مسئولین اصلا خوب نیست و باید تحمل زیادی بابت بی نظمی های اداری و کاری داشته باشید
ظاهرا شرکت جدیدا مشکلات مالی داشت و طبق گفته خودشون بین ۱۵ الی ۲۵ روز تاخیر تو پرداخت حقوق دارن و اصلا معلوم نیست حقوق میدن ؟ نمیدن ؟ کی میدن ؟ دو ماه یکبار ؟ سه ماه یکبار ؟