پلتفرمی برای اتصال برندها با اینفلوئنسرها
ویرایش اطلاعات شرکتشرکت یک شرکت کانادایی هست که فاندر ایرانی داره و علاوه بر خود این شرکت چند استارتاپ دیگه هم وجود داره مثل WatchThemLive . ابتدای مصاحبه با وعده هایی مثل استفاده از تکنولوژی های روز و پترن های به روز به شما این نوید رو میدن که دارید وارد یک شرکت بسیار خفن و همه چیز تمام می شود. اگر بخوام تنها به یک مورد از این موارد اشاره کنم، اون چیزی نیست جز معماری میکروسرویس پیاده شده در این مجموعه. کمترین چیزی که از این معماری مورد انتظار است جدا بودن منابع و دیتابیس هر سرویس است در حالی که این مورد به کل وجود نداره و این رو زمانی شما درک میکنید که بخواهید مشکلات سیستم و کدهای قدیمی رو دیباگ کنید!
ورود و خروج نیروها به شدت در این شرکت بالاست چه نیروهای فنی و چه غیرفنی مثل تیم مارکتینگ هیچ کدام در حال حاضر از شرکت راضی نیستن و تمامی کسانی که موندن همه به خاطر کمبود فرصت های شغلی در محل زندگی شون هست. نکته عجیب این موضوع این است که با گذشت چند سال از حضور مدیران، هنوز یک تیم منسجم و یک دست شکل نگرفته.
همین ورود و خروج زیاد باعث شده تا پروژه های اصلی دست خوش تغییرات زیادی بشه و هر کسی با هر دانشی که داشته تغییراتی رو ایجاد کنه. مدیر فنی هم که چندین ساله در این مجموعه حضور داره به تازگی متوجه این موضوعات شده و توجیهی که به شما در هر بار مواجه با این مشکلات بر میخوره این است که من سیستم رو به همین شکل تحویل گرفتم و اون موقع سرمون شلوغ بود و نتونستیم تا الان بعد از گذشت حداقل 4 سال مشکلات رو برطرف کنیم.
چیزی به اسم استانداردهای کلی وجود نداره و توی مشکلاتی که بهش بر خواهید خورد همیشه دو تا مورد رو توی موقعیت های مختلف بنا به صلاحدید مدیر خواهید شنید. زمانی که مثل موارد گفته شده مشکلی پیش بیاد خواهید شنید که "مجموعه ما استارتاپی هست و فضای استارتاپ هم به همین شکل" است. با این حال وقتی پیشنهادی مثل بهبود سیستم، مثلا روند توسعه و استفاده از ابزارهای بهتر رو پیشنهاد بدید این جمله رو می شنوید که "شرکت های به روز ایرانی در همین حد هم نیستن!"
درمورد مدیر فنی : تنها تجربه ای که ایشان دارند، استارتاپی بوده که بعد راه اندازی، خیلی زود با شکست مواجه شده و بیش از اینکه تجربه فنی داشته باشه، تجربه مدیریت و هندل کردن کارها رو داشته و به مرور زمان متوجه میشید که تنها چیزی که از ایشون میدونید به عنوان سابقه فنی "دوستانی در دیجی کالا و مجموعه اسنپ" هست که با ایشون ارتباط دارن!
درمورد مدیر پروژه : مدیر پروژه اینجا هم همسر مدیرفنی هستن و با حمایت ایشون بوده که تونستن همینجا بمونن. سیستم مدیریت تسک ها، برگزاری جلسات اسکرام، و حتی دیزاین UI UX رو هم ایشون انجام میدن. سیستمی که برای مدیریت تسک ها استفاده میشه jira هست ولی کوچکترین استانداردی در موردش رعایت نمیشه. هرچند طی این سال های شرایط بهتر شده ولی هنوز خیلی فاصله هست با چیزی که باید وجود داشته باشه. از روند استوری پوینت دادن ها بگیرید تا ساخت خود issue ها به بدترین شکل ممکن انجام میشه.
این ضعف مدیریتی رو بعد از گذشت چندین اسپرینت متوجه میشید که اسپرینت های دو هفته ای تقریبا همیشه بیش از یک ماه زمان میبره تا به اتمام برسه.
دلیل این موضوع هم علاوه بر مشکلات مدیریتی که گفتم، این هست که بیش از نصف وقتی که صرف میکنید توی شرکت بابت فیکس کردن باگ های موجود میره.
در اینجا چیزی به اسم نیروی HR و مدیر مالی نخواهید دید و تنها یک نفر هست که خواهرزاده CEO شرکته و هیچ درک و تجربه ای از این موضوعات نداره و همیشه مجبور خواهید بود بابت حقوق و مرخصی تون بحث کنید.
در حال حاضر نیروهای قبلی که چند ماه و حتی چند ساله از شرکت خارج شدن هنوز باهاشون تسویه مالی انجام نشده و شما هم به عنوان نیروی تازه اضافه شده برای دریافت حقوق به مشکل خواهید خورد.
شرکت در حال حاضر روند توسعه و رشد مالی نداره و تنها بودجه ای که برای پرداخت به نفرات باقیمانده وجود داره، سرمایه گذاری Investor ها هست.
تنها نکته مثبتی که وجود داره، دولوپرهای قدیمی هستن که چند سال است که اینجا کار میکنن و همگی با صبر و حوصله با شما کار خواهند کرد و قطعا باهاشون صمیمی میشید.
در کل اگر هدفی که دارید رشد و یادگیری است و دوست دارید بدون دغدغه مسائل حاشیه ای کار کنید، این شرکت گزینه مناسبی برای انتخاب نیست.
مزایا: تیم صمیمی
معایب: نداشتن بیمه تکمیلی محیط غیر حرفهای عدم امنیت شغلی عدم پیشرفت بی نظمی کاری عدم پرداخت به موقع حقوق مشکلات مالی شرکت مدیریت ضعیف بد قول شرکت کوچک
پیوند یکتای این تجربهی کاریتجربه کار در این شرکت برای من فوقالعاده بوده است. فضای کاری دوستانه و حمایتهای بیوقفه از جانب مدیریت و همکاران، باعث شده است که هر روز با انگیزه و انرژی بیشتر به سرکار بیایم. این شرکت نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای من اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری نیز توجه ویژهای دارد. از امکانات رفاهی گرفته تا فرصتهای آموزشی، همه چیز به گونهای طراحی شده که کارکنان بتوانند بهترین نسخه از خود را در محیط کار نشان دهند. احساس میکنم در اینجا به عنوان یک عضو ارزشمند دیده میشوم و این موجب افزایش اعتماد به نفس و انگیزه من شده است.
بدون شک یکی از بدترین تجربه های کاری من به این شرکت برمیگرده و مهمترین دلیل این تجربه ناخوشایند هم مدیریت شرکت هست. نیروها از خودشون اختیاری ندارن. علیرغم تجربه و تخصص، مسئول اجرای دستورات شخص مدیر هستن ولو اینکه اشتباه باشه. میکرومنیجمنت در حد چک کردن ساعت کاری از سمت مدیر کل مجموعه انجام میشه. اما اینها قسمتهای خوب شرکت هستن.
شخص مدیر شرکت هر زمان اراده کنه میتونه هرکسی رو اخراج کنه. برخوردش با نیروها به شدت توهین آمیز و زننده است. ناسزا و تحقیر بخش جدایی ناپذیر مدیریته.
در طول قطعی اجباری اینترنت ک هیچ دسترسی به اینترنت برای کسی مهیا نبود، پرداختهای تمام کارکنان گرو نگه داشته شد تا همه در حد یک ساعت هم شده به اینترنت وصل بشن.
در روزهای پرالتهاب جنگ، مدیریت شرکت فقط نیروها رو به اخراج تهدید میکرد در صورتی که اینترنت عملا قطع بود
در نهایت ایشون همه نیروها رو که سالها با تمام شرایط بد ایشون راه اومده بودن اخراج کرد و هیچ پرداختی بعد از حدود یک ماه انجام نشده
تعداد کسایی که موفق نشدن پولشون رو از شرکت بگیرن خیلی زیاده.
ای اینفلوئنسر شرکت نیست، یه مجموعه بی سروته بدون ساختار منظم و تعریف شده است. خبری از منابع انسانی نیست. مدیریت ضعیفه. در مواقع بحران، قادر به مدیریت بحران نیستن و خودشون تبدیل ب بحران بزرگ تر میشن. صاحب شرکت، بسیار آدم بی ادب و خودشیفته ای هست. توهین میکنه و فحش میده. به تخصص افراد احترام نمیزاره و ازونها میخاد مطیع اوامرش باشن. هرکس که خارج میشه از شرکت، موفق به دریافت حق و حقوقش نمیشه. رفتارها شبیه عصر برده داریه. خیلیها مجبور به تحمل شرایط غیرانسانی این مجموعه هستن. وقت زیادی به برگزاری جلسات روزانه برای گزارش کارها هدر میره.