شركت بلور كاوه در سال 1385 در شهر صنعتي كاوه تاسيس گرديده و در حال حاضر در زمينه توليد ظروف شيشه فعاليت دارد. پرسنل اين مجموعه بيش از 500 نفر بوده كه شامل دفتر مركزي مستقر در تهران و نيروهاي توليدي در كارخانه مي باشد.
دوستمون در نظر قبلی درست میگن، اما کامل بلور کاوه را توصیف نکردند، دفتر مرکزی دارآباد با ساختمانی مجلل، دقیقا ساختار نظام خان و رعیت در این مجموعه وجود دارد، حقوق وزارت کار حتی اگر سالها تجربه و مهارت داشته باشید، رقم سفته نجومی، ماشین و خانه سازمانی که به مدیران و افراد باسابقه می دهند، و به محض عدم حرف شنوی از ایشان گرفته و اخراج می شوند و طرف با حقوق وزارت کار هیچ پشتوانه مالی در هنگام خروج نخواهد داشت. فقط نیم ساعت طول میکشه که در صف آسانسور بری پایین برای ناهار. چایی به پرسنل داده نمیشود و فقط یکبار در صبح آب جوش میآورند، خودت باید از خانه چایی و فلاکس ببری! نظام مدیریت خانوادگی است و جهت بهره کشی از کارگر پی ریزی شده است.
اگر مجبور نیستید و جوان هستید اصلا سمت این شرکت ها نرید این محیط ها سمی هستند و روح و روان تان را داغون میکنند.
خود شرکت بلور کاوه از امکاناتی همچون سرویس رفت و آمد برخوردار هست و ساختمان زیبایی هست که آدم از فضای بیرون ساختمان حس خوبی می گیره .
ولی من خیلی خاطره بدی با مدیر برنامه نویسی آنجا داشتم .
شاید تا کنون به دلیل تجاربشون بهتر شده باشند .
ولی برای من کار کردن باهاشون فوق العاده سخت بود.
خیلی به کار شک داشتند و سیستم رو مانیتور می کردند.
نیم ساعت ؛ ساعت ناهار و نماز بود و فقط بیست دقیقه طول می کشید تا به قسمت مربوطه برای ناهار بریم . و ایشون نسبت به اینکه حتما منظم باشیم و به موقع بیایم و به موقع برای نماز و ناهار بریم خیلی حساس بودند. کاری رو که از من خواسته بودند ؛ من حتی چند روز به خاطر کار چای نخوردم و همیشه استرس اینو داشتم که سر ساعت ناهار و نمازم تموم شه و به موقع برسم . کار رو با موندن بیشتر از ساعت کار و فشار به موقع تحویلشون دادم . ولی ایشون فقط انتقاد کردند . بدون حتی ذره ای تشکر .
یو آی کارم نسبتا خوب بود و بیزینس کارم هم خوب بود . ولی ایشون یه ایراد کوچک از یو آی رو خیلی بزرگ کرده بودن .
چند سوال مختصری رو که پرسیده بودم رو انتقاد کردند و شاید پنج دقیقه یا بیست دقیقه ای که بعضی روزها به دلیل انرژی گرفتن یا شستن دست و صورت یا گرم کردن غذا کار رو دیر شروع کرده بودم و ایشون با مانیتور متوجه این مسأله شده بود .
به کارمندان عادی مثل من چای نمی دادند و به روسا چای می دادند .
و آشپزخانه اونقدر دور بود که با سخت گیری ای که وجود داشت آدم از خوردن چای پشیمون می شد .
اصلا رفتار صمیمانه ای نداشت . و رفتارش خشک و جدی مثل پادگان سربازی بود .
خیلی تجربه بدی بود خیلی بد .