تجربه‌های کاری

مبین آرا الکترونیک

مخابرات و ارتباطات 11-50 نفر https://mobinara.com
1.03 (4 تجربه) ★★★★★ ★★★★★
تجربه‌ی کار در مبین آرا الکترونیک را دارید؟ ثبت تجربه‌ی کاری

معرفی شرکت

شرکت مبین آرا الکترونیک تولید کننده پیشرو در تجهیزات و ترانسویور وارائه دهنده خدمات سیستم های الکتریکی، ارتباط از راه دور می باشد.

تجربه‌های کاری در مبین آرا الکترونیک

برنامه‌نویس / نیروی دیجیتال | تمام وقت

★★★★★ ★★★★★ 1

تجربه همکاری با شرکت مبین آرا الکترونیک: فرار کنید
هشدار! مدیر عامل *******
من با عنوان «برنامه‌نویس / نیروی دیجیتال» جذب شرکت شدم و شرح وظایف اعلام‌شده در آگهی استخدام و جلسه مصاحبه، ماهیت طراحی و توسعه نرم‌افزار و سیستم‌های دیجیتال را القا می‌کرد. با توجه به سابقه فعالیت حرفه‌ای در حوزه طراحی سیستم و نرم‌افزار (در صنایع نظامی، پزشکی و آزمایشگاهی)، انتظار داشتم در بخش توسعه و طراحی محصولات نقش فعال و مؤثری داشته باشم..
با گذشت زمان مشخص شد که ساختار کاری شرکت بیشتر تولیدمحور است تا توسعه‌محور. محصولات اصلی شرکت از قبل طراحی شده بودند و فعالیت روزمره عمدتاً شامل موارد زیر بود:
• تست بردهای مونتاژشده
• بررسی ایرادات مونتاژکه اصلا کم نیست ووقت زیادی ازتون میگیره
• پروگرام‌کردن میکروکنترلرها با برنامه‌های موجود
• انجام تست‌های عملکردی نهایی
این فعالیت‌ها در چارچوب واحد تولید تعریف می‌شوند و با شرح شغل اعلام‌شده در ابتدای همکاری و متن آگهی استخدام و جلسه مصاحبه هم‌خوانی نداشت.بعدها متوجه شدم نیروهای برنامه نویس شرکت در بازه یکساله یا کمترجابجا میشوند و عملا تحمل این فضا برای کسی که دنبال کارتخصصی و طراحی باشد ممکن نیست.
در ماه اول، کار تولیدی به من سپرده نشد و وظایف تولیدی کم کم اضافه وزیاد شد. بهتون توصیه میشه با سپردن اولین کار پروگرم برخورد جدی داشته باشین و موضع خودتون رو مشخص کنید. بهتون گفته میشه که نیروی قبلی دیجیتال نیزاینکارو انجام میداده، بدونین که همه نیروهای برنامه نویس قبلی با این قضیه مشکل داشتن و شرکت رو ترک کردن. این در حالیست که نیروهای تولید و مونتاژکار ساعات زیادی از حضورشون بیکارن و به وبگردی در گوشی و یا بگو بخند سپری می کنند.
**ساختار کاری و زمان‌بندی**
حضور برخی نیروهای تولید در ساعات اولیه صبح منظم نبود و شروع فعالیت مؤثر عموما تا حوالی ۱۱ یا ۱۲ ظهر به تعویق می‌افتاد.همچنین استفاده گسترده از تلفن همراه شخصی و چک کردن شبکه های اجتماعی و گفتگوهای غیرکاری در ساعات حضور، موجب کاهش سرعت فرآیند تولید می‌شد. و زمان‌بندی مشخص و قابل پیش‌بینی‌ای برای تحویل بردها وجود نداشت و مدیر عامل هیچ کنترلی روی کار و خروجی و ساعت ورود کارکنان نداشت. در نتیجه، عملاً نیروی دیجیتال بخش زیادی از روز را در انتظار آماده شدن برد می‌گذراند و گاها لازم بود تا ساعات 9 شب برای تکمیل کار( پروگرم کردن بردها و تست عملکردی) در شرکت بمانیم. بخش اصلی کار نیروی دیجیتال شرکت پروگرم کردن بردها خواهد بود و نیازی به تحصیلات دانشگاهی و سابقه کار ندارد.شما در حقیقت در یک کارگاه تولیدی و در تولید محصولات همکاری میکنید. ممکن است در برهه ای نیاز به اصلاح برنامه ها یا طراحی برد یا برنامه نویسی باشد.... ولی زیاد نیست. پس به وعده و عیدهاو دروغ های مدیر عامل در جلسه مصاحبه و اینکه برنامه هایی برای طراحی های جدید دارند گوش ندیدو گول نخورین. ساعت کاری شرکت در حقیقت از 11صبح تا 7 عصر است (چون 3 تا از نیروها تو اون ساعت حضوردارن) ساعتیکه تو آگهی استخدام عنوان شده فرمالیته است.
**فضای فیزیکی و محیط کاری**
محیط شرکت در یک فضای زیرزمینی نسبتاً محدود قرار دارد. فعالیت‌های تولیدی مانند مونتاژ مکانیکی، کار با ابزار صنعتی و سایر فعالیت‌های فیزیکی در همان فضا انجام می‌شود. این موضوع باعث می‌شود:
• سطح سر و صدا بالا باشد
• تمرکز برای کارهای فکری و برنامه‌نویسی دشوار شود
• تهویه و ارگونومی محیط در سطح ایده‌آل نباشد. توی فضای شرکت بوی اسپری ناهید و تینر و چسب دائما شنیده میشود
بعد از مدتی متوجه میشید که تقریباً هر سال یا در بازه زمانی کمترنیروی نرم‌افزار تغییر می‌کنه ویکی از دلایل اصلی این مسئله، شرایط محیطی نامناسب برای انجام کار فکری و تمرکزی است.
نیروهای بخش تولید و اداری (منشی) با صدای بلند صحبت می‌کنند و برای صدا زدن یکدیگر فریاد می‌زنند. گفت‌وگوهای غیرکاری و خنده های بلند بین کارکنان نیز در طول روز ادامه دارد و فضای کاری، به‌ویژه برای انجام فعالیت‌هایی مانند برنامه‌نویسی یا طراحی که نیازمند تمرکز عمیق است، بسیار پرتنش و پرسر‌وصداست و مدیر عامل هیچ کنترلی روی اوضاع ندارد.
نکته مهم اینجاست که اعتراض مستقیم به این شرایط معمولاً نتیجه مثبتی ندارد و حتی باعث تشدید فضا میشود. تجربه من نشان داد که اگر فردی نسبت به سر و صدا تذکر بدهد، شرایط بدتر می شود و بهش برچسب عصبی بودن و دیوانه بودن زده میشه. در هنگام اعتراض به سر و صدا نیروی QC (که ساکن اکباتان است و کارهای شبکه سیستم ها را نیز انجام میدهد) با صدای بلند در فضای شرکت عنوان می کند که اینجا واحد تولیدی است و انتظارفضای آروم در اینجا غیر منطقی است چون اینجا واحد طراحی نیست. این در حالیست که مدیر عامل وعده بهتر شدن شرایط را میدهد که با عملکرد کارکنان متناقض است. منشی (حسابدار) در فضای عمومی و در جلو مدیر عامل اعلام میکنند که: مگه داری چیکار میکنی؟؟ یه هندزفزی بذار و کدتو بنویس.....
به همین دلیل، پیشنهاد من به هر نیرویی که در چنین موقعیتی قرار می‌گیرد این است که به جای درگیر شدن فرسایشی، واقع‌بینانه شرایط را ارزیابی کند. اگر کاری به او سپرده می‌شود که ماهیتاً نیازمند تمرکز بالا است اما محیط شرکت چنین امکانی را فراهم نمی‌کند، زمان تصمیم‌گیری برای ادامه همکاری را جدی‌تر بررسی کند.
**ساختار مدیریتی**
شرکت مجموعه‌ای کوچک (جمعا ۱۰–۱۱ نفر که شامل مدیر عامل و شرکا و نیروهای پاره وقت است) می باشد و تصمیم‌گیری‌ها عمدتاً به صورت داخلی و در تعامل با نیروهای قدیمی مجموعه انجام می‌شود. برخی نیروهای باسابقه نقش پررنگی در فضای کاری و تصمیم‌گیری‌ها دارند و اینکه اونها چه فیدبکی راجع به کارشما که هیچ تخصصی توش ندارند به مدیر عامل بدن تو ارزیابی شما تاثیر مستقیم دارد.
از همان روزهای اول ورود هر نیروی جدید، بدگویی درباره نیروی قبلی (چه برنامه‌نویس، چه مونتاژکار) آغاز می‌شد. این صحبت‌ها در حضور مدیرعامل انجام می‌گرفت و نه‌تنها متوقف نمی‌شد، بلکه گاهی خود ایشان نیز در این غیبت و تخریب‌ها مشارکت می‌کردند. بنابراین هر فرد تازه ‌وارد خیلی زود متوجه می‌شد که فرهنگ سازمانی مبتنی بر بی‌اعتمادی و بدنام کردن افراد پس از خروجشان است.
از سوی دیگر، برخی نیروهای قدیمی شرکت به‌صورت مکرر تهدید به ترک کار می‌کردند (آقایون با پرخاش و خانم ها با گریه و قهر) و مدیرعامل برای نگه‌داشتن آن‌ها، امتیازها یا رفتارهایی خارج از چارچوب کاری در پیش می‌گرفت و حتی به نوعی به آن‌ها التماس می‌کرد که در شرکت بمانند. این رفتارها باعث ایجاد فضای ناپایدار، غیرشفاف و غیرتخصصی در مجموعه شده بود. منشی شرکت هر چند ماه یکبار از این تکنیک برای رسیدن به خواسته های خود استفاده میکند.
نکته نگران‌کننده دیگر این بود که افرادی بدون تخصص در زمینه طراحی برد یا برنامه‌نویسی (از جمله نیروی خانم مونتاژکار و منشی شرکت) درباره عملکرد فنی برنامه‌نویسان اظهار نظر می‌کردند و کیفیت کار آن‌ها را زیر سؤال می‌بردند. با وجود نداشتن دانش تخصصی، نظرات این افراد به دلیل تهدیدهای مکررشان به ترک کار، مورد پذیرش مدیرعامل قرار می‌گرفت. در نتیجه، ارزیابی فنی پروژه‌ها تحت تأثیر روابط و فشارهای شخصی قرار داشت، نه معیارهای تخصصی. همین نیروی مونتاژ کارخانم که غیر فنی بودند و حتی تجربه کارو آشنایی با ابزارهایی مانند منبع تغذیه آزمایشگاهی و مولتی‌متر نداشت چه برسد آشنایی با ساختار آی سی ها و میکروکنترلرها و برنامه نویسی آنها، برای نیروی برنامه نویس تعیین تکلیف میکرد و اعلام می‌کرد که برنامه‌نویس باید هنگام کار از هندزفری استفاده کند تا تمرکز خود را حفظ کند و «مزاحم کار پرسر و صدای دیگران» نشود!!!!!! این در حالی بود که ماهیت کار طراحی و برنامه‌نویسی نیازمند محیط استاندارد و آرام است، نه انطباق فرد با فضای نامناسب. این خانم تکنسین ادعا میکنه که خودش مواقعی که به تمرکز نیاز داره از هندزفری استفاده میکنه. و کار خودش که شامل مونتاژبرد ، سفارش قطعه، و یا اصلاح پنل ها با solidwork است روبا با کار یک نیروی طراح الکترونیک مقایسه میکنه. همین نیروی تکنسین ومونتاژ کار در هنگام استخدام نیروی جدید طراحی، در مورد جای نشستن و میز نیروی طراح دیجیتال نظر میدهد و با گستاخی و پررویی به معنای واقعی برای جای میز نیروی طراح حاضر در شرکت، تعیین تکلیف میکنه تا خودش راحتتر باشه. رفتار زشت و اعتماد بنفس کاذب این خانم ناشی از عدم درک صحیح از سلسله مراتب سازمانی است.اگر بعنوان نیروی طراح استخدام شدید از همان ابتدا قاطعانه در مقابل مونتاژ کار خانم برخورد بکنید و از سکوت و فروتنی و گذشت در مقابل رفتارهای حق به جانبه و گستاخانه این خانم متولد 78 بشدت دوری کنید. تنها اتفاقی که میافته پررو تر میشه. من در طی حضورم خیلی از رفتارهاشو به پای بچگی اش و بی تجربی اش تو محیط کار گذاشتم و در مقابل بی ادبی هاش و لحن زشتش و دخالتش تو کارم سکوت کردم. وتصور میکردم بقیه کارکنان هم متوجه هستن که گستاخی هاش بخاطر سن کمشه .ولی این کاررو نکینید و کاملا جدی و با اقتدارباهاش برخورد کنید تا حد خودش رو بفهمه.چون 3 تا پسر مجرد هَوَل و دختر ندیده تو شرکت هستند که برای اینکه یکم با این خانم چُس لاسه بزنن ویا کارای دیگه... طرفداریشو میکنن. مدیر عامل هیچ کنترلی روی پوشش خانم ها و رفتارو خنده ها شون با جنس مخالف ندارد. جوریکه این ****** تو فیلم های هالیوود قفله...چه برسه محیط کاری مختلط. مدیر عامل واقعا انسان بی عرضه ایه و اقتدار لازم برای مدیریت رو نداره. حتی وقتی برای این خانم و برای سفارش قطعه کاری تعریف میکنه، این خانم مونتاژ کار پاروپاش میندازه، با پرروی به مدیر میگه خب حالا فرداصبح انجام میدم. چی میشه؟؟که البته منظورش فردا 11-12 ظهره که تو شرکت حضور داره. مدیرم سکوت میکنه و میگه باشه...
برای شفاف سازی در مورد پررویی این نیروی مونتاژ کارکه بجز مونتاژ تو این زیرزمین ، تو هیچ شرکتی کار نکرده و اینجا آموزش مونتاژدیده لازمه بگم که روزیکه داشتم روی کد یکی از میکروکنترلرها کار میکردم و چشمانم رو رو مانیتور جمع کرده بودم و حالت اخم داشتم صفحه مانیتور رو نگاه میکردم این خانم با پررویی از جلو من رد شد و بلند گفت چرا موقع کار کردن حرص میخوری؟ من که از عکس العملش بُهت زده بودم و هنوز به شخصیت حسودش پی نبرده بودم و متوجه نبودم ک داره به من حسودی میکنه که من دارم برنامه نویسی میکنم و تو طراحی ها دخالت دارم و اون جز مونتاژ هیچی از الکترونیک حالیش نیست، سکوت کردم و آروم گفتم دارم رو کارم تمرکز میکنم و لازمه که کد رو دقیق بررسی کنم و طبیعیه که صورتم حالت اخم بگیره. بعدها فهمیدم که این خانم رفته به مدیر عامل گفته که من موقع کار حرص میخورم و تمرکز ایشون بهم میخوره!!!!!!!! تصور کنید...... که چه تمرکزی برای مونتاژ لازمه؟؟؟؟؟.....فکر نکنید که مدیر عامل بهش میخنده یا میگه اینکه نیروی برنامه نویسم داره با تمرکز صفحه مانیتورشو نگا میکنه چه ربطی به تو داره؟ بشین بردتو مونتاژ بکن.نههههههههههههههههههههه... مدیر عامل میشینه تو اتاق همراه با منشی و مونتاژ کارش و البته شریکاش پشت سر شما غیبت میکنه و راجع به زندگی شخصی شما حرف میزنه.... با هم میشینن حدس میزنن یعنی چه مشکل خانوادگی دارین که پشت میزتون لبخند نمیزنین. یه مشت خاله زنک به معنای واقعی دور هم جمع شدن.. امیدوارم تونسته باشم با این مثال ها شخصیت ضعیف و خاله زنک مدیر عامل و نیروهای دورشو برابقیه آشکار کنم.
جالبه بدونید اگر به مدیرتون اعتراض کنید که چطور مونتاژ کارکه کاملا غیر فنی هستند راجع به شرایط کاری من نظر میده، ایشون حرف نیروهای قدیمی اش براش تو اولویته و میگه که شما فوق لیسانس الکترونیک داری و مونتاژ کارم هم فوق لیسانس الکترونیک داره. شما دوتا هیچ فرقی با هم ندارین. اگر میخواین تو مبین آرا الکترونیک بعنوان طراح مشغول بشین بدونین شما با کسی مقایسه میشین که جز قلع و هویه و روغن با هیچ قطعه الکترونیکی آشنایی نداره و با فوق لیسانس الکترونیک ازدانشگاه خواجه نصیر( البته غیر حضوری و بدون پایان نامه) و سه سال کار کردن تو اون شرکت حتی یه دیتا شیت نمیتونه بخونه!!!! مبین آرا الکترونیک یه کارگاه تولیدیه و نیروی طراحی براش مهم نیست. بیشترکارهای برنامه نویسی رو برون سپاری میکنه و البته پول کمی براش پرداخت نمیکنه و برای نیرویی که داخل شرکت کار برنامه نویسی میکنه ارزشی قایل نیست و حقوق کمی هم برای اون پرداخت میکنه.
**فضای کاری و فرهنگ سازمانی برای بانوان**
استخدام نیروی خانم ******!!!!!در بدو ورود نیروی خانم، منشی مجموعه به‌صورت بلند و جدی اعلام میکرد که «نیروی خانم مجرد وارد شرکت شده» و به نیروهای مرد مجرد توصیه می‌شد «حواس‌شان را جمع کنند». همچنین مدیرعامل در بدوورود نیروی خانم، در روزتعطیل دورهمی‌ با عنوان تفریحی ترتیب می‌داد که عملاً بستر صمیمیت‌های ناسالم را فراهم می‌کرد. نیروی اداری به ‌صورت مداوم در ساعات کاری و در فضای عمومی شرکت و با صدای بلند درباره ازدواج پسرهای مجرد شرکت صحبت می‌کرد و جملاتی در این فضا مطرح می‌شد مانند اینکه «ان‌شاءالله پسرهای مجرد شرکت سر و سامان بگیرند».منشی شرکت و مدیران مجموعه بسیار مذهبی هستند و عقاید سنتی دارند. روزی نیست که راجع به ازدواج کارکنان مجرد شرکت صحبت نشود. البته که اگر روحیه ای مانند مونتاژ کار خانم متولد 78در شرکت دارید که بزرگترین آرزوش تو زندگیش شوهرکردن است، میتونید باهاش مَچ بشین. جو شرکت اصلا شباهتی به یک محیط فنی ندارد و بیشتر به سالن های زیبایی در مناطق پایین شهرمشابه هست.
در ادامه رفتار یکی از کارکنان آقای مجردشرکت(نیرویRF) با نیروهای خانم تازه‌ وارد، کاملاً نگران‌کننده بود. الگوی رفتاری او به این صورت بود که در بدو ورود نیروی خانم، با رفتارهای به ظاهر دوستانه مانند خرید تنقلات (پاستیل یا بیسکوییت مورد علاقه) و توجه‌های بیش از حد، زمینه صمیمیت ایجاد میکرد. این رفتار شامل تعریف‌های مکرر از ظاهر و پوشش، بوی عطر، تعریف‌های بیش از حد و اغراق آمیزدرباره آشپزی یا بوی غذا و یا موارد شخصی بود . این تعریف ها گاهی با همراهی دیگر کارکنان و دوستان این آقا انجام میشه. جوریکه که واقعا باورتون میشه وگول میخورید.هم چنین تعارف کردن خوراکی و میوه از روش های نزدیکی این آقا بود. چنین رفتاری در ابتدا فضای کار را برای نیروی خانم نامناسب و آزاردهنده می‌کند. این فرد سپس رابطه را به سمت وابستگی یا رابطه شخصی و در نهایت ******* سوق می‌دهد. اطلاعات شخصی این خانم که در بستر صمیمیت در اختیار این کارمند آقا قرار میگرفت بین کارکنان شرکت پخش می شد و در هنگام ترک کار علیه این خانم استفاده میشد. اگر در طعمه این آقا افتادین بدانید که شما نفر اول و دوم ویا سوم نیستین. از زمان حضور ایشون در شرکت یعنی سال 1394 حداقل چهارمین کارمند خانم دراین شرکت خواهید بود که گول ظاهرو حرف های ایشون رو میخورین. (1-منشی قبل از منشی حاضر در شرکت2- نیروی دیجیتال که به آمریکا مهاجرت کرد و3- نیروی دیجیتال که تهمت دزدی از کارت های عابرکارکنان بهش زده شد) .در مورد ****** به راحتی بین کارمندان آقا و حتی خانم مجموعه صحبت خواهد شد و هیچ حریم خصوصی برای ایشون معنا ندارد. تمام اطلاعات شخصی و خانوادگی تو شرکت پخش میشه و با افتخار راجع بهش صحبت میشه. حتی راجع به جزییات ***** با نیروی دیجیتال که به آمریکا مهاجرت کرده است صحبت میشد. این رابطه در دوران کرونا ودرداخل شرکت و پشت میزکاری و در پایان تایم کاری که کسی تو شرکت نبوده انجام شده. راجع به این قضیه با افتخاربه من و بقیه کارکنان توضیح داده میشد. با این که هردو نفر خانه مستقل داشتند ولی ترجیح دادن که در داخل شرکت اینکاررو انجام بدن که هیجان بیشتری داشته باشه. اینو بدونید که تو اون شرکت (زیر زمین) دوربین مدار بسته نصب نیست. نیروی RF حتی به من توضیح میداد که نیرویی دیجیتال ******. اطلاعات برنامه نویس قبلی هم که در بالا گفتم در قالب صمیمیت به این آقا گفته شده بود و این آقا زود به دوست صمیمی اش که در شرکت هست میگه و بعد به گوش مونتاژکار خانم میرسه و توشرکت پخش میشه. این پسره این قدر دهن لَقه که واسه من تعریف میکرد که نیروی خانم برنامه نویس قبلی یبارازش 20 میلیون قرض گرفته بوده و این موضوع را جوری تعریف میکرد که اینگار اون دختر خیلی بیچاره بوده.
توصیه اصلی من اینست که اگر در برهه ای مجبور به کار در این شرکت شدین بهیچ عنوان اطلاعات شخصی حتی شغل والدین و تعداد خواهر و برادرو شغل آنها و وضعیت تاهلشون وبرنامتون برای آینده، علت مرخصی رفتنتون و کوچکتریییین مشکلاتتون رو تو شرکت با هیچکدوم از کارکنان در میون نگذارید. تمام اطلاعات شخصی حتی اگر به یک نفر گفته شود تو شرکت پخش میشه و براحتی برعلیه تون استفاده میشه. بنظر میرسه که این اتفاقات ****** بین کارکنان برای مدیر عامل مهم نیست. چون تو شرکت دوربین نصب نمیکنه و بشدت در برابر این کار مقاومت میکنه!شاید خود مدیر عامل کاری در شرکت انجام میده که نصب دوربین به ضررشه.حتی جهت برخی مانیتورهای رو به دیوار است و فعالیت کارکنان تولید و وبگردی و گشتن تو سایت ها ی غیر کاری نظارتی انجام نمیشه. و مدیر عامل هیچ کنترلی روی بازدهی کاری کارکنان نداره.
با توجه به مجموعه این موارد، معتقدم این محیط کاری به‌ویژه برای یک خانم ، از نظر حفظ شأن، امنیت روانی و مبتنی بر تخصص، به هیچ عنوان مناسب نیست.
لطفا اگرمجبورشدین و فعلا تو اون شرکت مشغول هستین، فقط کارتون رو انجام بدین و حقوق بگیرین. با کسی صمیمی نشین. به هیچ کس توی اون محیط سمی اعتماد نکنید. نه از کسی خوراکی بگیرید و نه چیزی تعارف بکیند. تو دورهمی و تولد شرکت نکنید. و بهیچ عنوان از شیرینی شرکت نخورین. رمز سیستمتون رو عوض کنید، این یک توصیه جدیه که خودم انجام نداده بودم. همکاران دور و برتون سمی تر از چیزی هستند که تو برخورد اول میبینین. شماره کارت عابرخودشون رو تو سیستم شما و در مواقعی که نیستین و تودرگاه پرداخت وارد میکنند و اگر هنگام خرید شخصی تو سیستم خودتون به شماره کارت توجه نکنیدو اشتباه شماره ای که تو سیستم سیو شده رو وارد بکنید، براشون پیامک میره و بهتون تهمت دزدی میزنند. منشی(که بهش میگن حسابدار) و مونتاژ کار که خانم هستن خیلی خیلی بیشترازموقعیت شغلی، اختیار و آزادی دارند. ازشون دوری کنید و کاملا قاطعانه و جدی برخورد کنین و حدو حدود براشون مشخص کنید و بدانید تقریبا همه نیروهای برنامه نویس بعد ازبحث با این دونفر قصد جدی برای ترک شرکت گرفتند. این دو نفر برای همه نیروهای برنامه نویس پاپوچ درست میکنند. البته که کمک های یکی از شرکا که پردیس ساکن است در موفقیتشان بی تاثیر نیست. بهیچ عنوان از کامپیوتر شرکت برای خرید از دیجی کالا و سایت های دیگه استفاده نکنید . واقعا براتون دردسر میشه. بهیچ عنوان با نیروی RF آقا هم کلام نشین. یک پاچه خوار به معنای واقعی...ایشون آنتنِ شرکت هستن و گفته های شما رو با سرعت نور تو شرکت پخش می کنند. هرچند که ظاهرشون اینو نشون نمیده وادعا میکنند که کاملاً خلاف این اخلاق رو دارند و آدم امین و مطمینی هستند. ترجیحا ازبیمه تکمیلی شرکت استفاده نکنید. اگربخواین مدارک و جواب آزمایش و عکس رو برای منشی (حسابدار) مجموعه ببرین تا به اداره بیمه انتقال بده،کل اطلاعات بیماری شما تو شرکت پخش میشه. اصول امانت مدارک تو شرکت اصلا حفظ نمیشه. راستی...اگه میخواین به روحیات مدیر عامل آشنا بشین تو جلسه مصاحبه ازش بپرسین که نیروهای قبلی تون چرا از شرکت رفتند. از جواب هاش شگفت زده خواهید شد!مخصوصا اون نیروی بیچاره ای که از نظر مدیر عامل نیروی خیلی خوبی بودند ولی موقعی که تصمیم به ترک مجموعه گرفتند مدیر عامل تشخیص دادند که ایشون بیماری اسکیزوفرنی دارند و دچار توهم هستند.....پس اگه موقع ترک شرکت یه عیب و ایرادی مثل مریضی روانی بهتون زده شد و یا تهمت دزدی یا هرزگی ،تعجب نکنید!
امیدوارم که کار بهتری پیدا کنین واگر مشغول هستین بتونین با آرامش ازاون مجموعه خارج بشین.

ℹ️ این تجربه، نظر شخصی یک فرد است و الزامی بر درستی/نادرستی آن نیست.

مهندس الکترونیک | تمام وقت

★★★★★ ★★★★★ 1

«محیطی با ساختار سنتی و غیرمهندسی؛ مناسب برای کار پاره‌وقتی، نه رشد تخصصی»
من مدتی به عنوان مهندس الکترونیک در شرکت «مبین‌آرا الکترونیک» فعالیت داشتم. کلا دو تا محصول دارن که میفرستن آلمان و از اونجا به کشورهای مختلف ارسال میکنن. "NDB" و"رادیو "VHF. هیچ برنامه خاصی برای ارسال بارهاشون ندارن. و برنامه زندگی تون رو بهم میزنن. مدیر عامل بشدت بی نظمه و دقیقه 90 یادش میافته که چیکار بکنه. اگر به دنبال پیشرفت شغلی و انجام پروژه‌های تخصصی هستید، پیشنهاد می‌کنم پیش از انتخاب این شرکت، این نکات را در نظر بگیرید:
نقاط ضعف اصلی:
• مدیریت بحران و بی‌نظمی: تصمیمات عمدتاً در لحظه آخر گرفته می‌شوند و هیچ برنامه‌ریزی دقیقی برای ارسال بارها وجود ندارد. این موضوع باعث فشار غیرمنطقی بر نیروی متخصص و حتی نادیده گرفتن حقوق شخصی (مرخصی‌ها و ساعات کاری) می‌شود. من از چند هفته قبل گفته بودم که دارم میرم مسافرت و مرخصی مو قطعی کرده بودم و حتی با خانواده همسرم برنامه سفرم و بلیط هواپیمارو قطعی کرده بودم، ولی مدیر عامل مبین آرا الکترونیک چون پرواز آلمانش تو او تاریخ بود و میخواست بردهاشو بفرسته آلمان به من میگفت نباید بری مرخصی. در روزهای تحویل بار به آلمان نیروها تا 11 شب یا 12 شب کار بسته بندی و پروگرم و تست انجام میدهند. متاستفانه اکثر نیروها مجرد هستند و مهمان خانه پدری .به دلیل تفاوت در اولویت‌ها و سبک زندگی اکثر نیروها، فرهنگ سازمانی شرکت به گونه‌ای شکل گرفته که نسبت به چالش‌هایی نظیر بی‌نظمی در پرداخت حقوق یا نوسانات شدید در ساعات کاری، حساسیت چندانی ندارند. در واقع، بسیاری از همکاران به دلیل برخورداری از حمایت‌های مالی خانواده و نداشتن دغدغه‌های معیشتیِ معمول، این مجموعه را نه به عنوان یک بستر حرفه‌ای برای رشد و درآمد پایدار، بلکه به عنوان محیطی جانبی و کم‌تنش می‌بینند؛ موضوعی که باعث شده است مدیریتِ شرکت، هیچ‌گونه حساسیتی نسبت به حقوق پرسنل و تعادل میان کار و زندگی نداشته باشد
• عدم توازن در برخوردهای مدیریتی: متأسفانه ارزش‌گذاری مناسبی روی نیروی متخصص صورت نمی‌گیرد. در حالی که برای نیروهای تولید ملاحظات بیشتری در نظر گرفته می‌شود، بیشترین فشار کاری و توقعات نامتعارف روی دوش نیروی دیجیتال/مهندسی است. نیروهای تکنسین معمولا ظهرها حوالی ساعت 12 حضوردارند و کارشون رو بعد از خوردن ناهار و خوش بش با همکاران و تعریف کردن اتفاقات روزمره و یا اخبار داغ اینستاگرام برای همدیگه شروع میکنند. مدیر عامل از نیرویی که بعنوان برنامه نویس استخدام کرده، انتظار کار تولیدی و حتی کارهای بستن پیچ ها و سر هم کردن جعبه ها و یا انجام چک لیست عملکرد سیستم رو داره. کاری که به طور واضح جزو وظایف نیروهای تکنسین مجموعه است، از نیرویی که طراحی نرم افزار و سخت افزار رو انجام داده و بعنوان نیروی متخصص جذب سازمان شده انتظار می ره. در صورت اعلام مخالفت با انجام این کار، مدیر عامل به همراه نیروهای قدیمی سازمان به صورت گروهی به شما عنوان میکنند، این کار گروهی است و هر کسی یه گوشه اش رو انجام میده. گویی کارکنان مبین آرا الکترونیک معنای واقعی کار گروهی رو اشتباه متوجه شده اند. البته دلیلش اینه که اکثرنیروهای به صورت بدون سابقه استخدام شدند و تا حالا یک تیم مهندسی و یا حتی یک تیم تولید رو تو یه شرکت از نزدیک رویت نکردند.
• فرهنگ سازمانی: محیط شرکت شباهت زیادی به اداره‌های دولتی دارد؛ بسیاری از همکاران شغل اصلی دیگری دارند و اینجا را صرفاً به عنوان درآمد جانبی می‌بینند، که باعث کاهش انگیزه و عدم جدیت در انجام پروژه‌ها می‌شود. برنامه یکی از نیروهای آقا با سابقه مجموعه که کار طراحی رادیو VHF رو به همراهی نیروهایی که شرکت رو ترک کردند سال ها قبل انجام داده بدین شکل است: 11 صبح میاد سر کار، یه ساعت اول قهوه میخوره و سیگار میکشه، بعد یک ساعت بورس رو چک میکنه، بعد یک ساعت میره گروه های تلگرامشو چک میکنه و خودش و دیگران کارکنان رو در جریان اتفاقات سیاسی کشور و دنیا قرار میده. بعد ناهار میخوره و بعد پشت میزش زبان آلمانی میخونه. حتی صدای دیکشنری آلمانی اش هم زیاده و تلفظ ها رو با صدای بلند چک میکنه. نزدیک های عصر یکم نرم افزار آلتیوم رو باز میکنه تا خودش رو مشغول کار نشون بده. و ساعت 7-6:30 هم میره. یه آقایی هست که کار ارسال بارها با اونه و گویی مدیر فروشه . ولی اونم کار دوم داره و تو هنرستان تدریس میکنه و همیشه شرکت نیست. یکی از نیروهای مونتاژ دانشجو ، یکی هم تو بازار تهران فروشگاه داره که البته ارثیه پدریش هست. بین کاراش میان شرکت تا یه حقوقی هم از اونجا بگیره.
بعد از ترک کارم یه نیرو خانم گرفتن که کارم رو بهشون تحویل دادم و بعدش هم تلفنی چند بار سوال پرسیدن ازم. ولی چند وقت بعد انگار اونم رفته بود و یکی دیگه اومده بود و دوباره تماس گرفته شد باهام و یه سری سوالا راجع به کار پرسیده شد ازم. بعدش نمیدونم چی شد. ولی معلومه که بعد چند سال نتونسته نیرو بگیره هنوز. آگهی استخدام مهندس الکترونیک شرکت مبین آرا الکترونیک تو شهرآرا دائم تو سایت جاب ویژن است.
نکته برای متقاضیان:
اگر دانشجو هستید یا شغل اصلی دیگری دارید که زمان‌بندی آن منعطف است، شاید اینجا برای شما گزینه بدی نباشد. اما به عنوان یک محیط تخصصی مهندسی برای رشد فردی، آن را توصیه نمی‌کنم. همچنین با توجه به وضعیت مدیریتی و تداوم آگهی‌های استخدامی در جاب‌ویژن، به نظر می‌رسد شرکت در نگهداشت نیروهای تخصصی با چالش‌های جدی روبروست!

بیمه نوشیدنی رایگانعدم توازن کار و زندگی محیط غیر حرفه‌ای عدم پیشرفت ساعت کاری بالا بی نظمی کاری
ℹ️ این تجربه، نظر شخصی یک فرد است و الزامی بر درستی/نادرستی آن نیست.

مهندس برق الکترونیک/برنامه نویس | تمام وقت

★★★★★ ★★★★★ 1

من حدود یک سال به عنوان نیروی دیجیتال تو این شرکت کار کردم. شرکت تو بزرگراه جلال و جنب پل آزمایش تو یه زیر زمین کوچیکه. و تقریبا همه فعالیت‌ها، از تولید و مونتاژ گرفته تا طراحی و امور اداری، تو همون فضا انجام میشه. از نکات مثبت شرکت برای من این بود که بیمه از ماه اول رد می‌شد، پوشش و حجاب اجباری نبود و موقع استخدام هم سفته و تعهد خاصی نمی‌گرفتن. برای کسی که می‌خواد چند ماه سابقه کار بگیره یا دنبال یه کار موقت باشه، این موارد می‌تونه نکته مثبتی باشه.
شرکت عمدتا روی دو محصول مخابراتی کار می‌کنه: NDB و رادیو VHFو بخش زیادی از نیروها هم در حوزه تولید و مونتاژ فعالیت دارن. ( شرکت کلا با مدیر عامل 10 نفر کارکنان داره). محصولات از صفر تا صد تو ایران تولید میشن. ولی یه شرکت تو آلمان به اسم Flugcom GmbH ثبت شده که محصولات ایرانی رو بعد از ارسال به آلمان به اسم اون شرکت آلمانی میفروشه. چیزی که برای من سخت بود، میزان سر و صدای محیط بود. هم صدای ابزار و کارهای تولیدی زیاد بود، هم رفت‌وآمد و صحبت‌های مداوم کارکنان. چون تمرکز برای کارهای طراحی و برنامه‌نویسی برام مهم بود، با مدیرم صحبت کردم و ترجیح دادم عصرها و شب‌ها سر کار بیام که محیط خلوت‌تر باشه. . ولی متاستفانه مدیر فروش شبا تو شرکته و دایم با صدای بلند با تلفن حرف میزنه. وقتی به همکاراتون تذکر بدین که آروم تر صحبت بکنن سر و صداشون رو بیشتر میکنن و با صدای بلند میخندن تا لَج شمارو دربیارن. چون یه جمع دوستانه هستند که 10 ساله با هم تو اون شرکت هستند و خودشون رو مالک شرکت میدونن و نه کارکنان شرکت. پس اصلا با نیروی های تکنسین و اداری اونجا که عامل اصلی سر و صدا هستن درگیر نشین. نیروی دیجیتال و مهندسی اونجا هم تند تند تغییر میکنه و هیچ مهندسی نمیتونه جو کارگری اونجا رو تحمل بکنه.
یکی از مشکلات اصلی که من تجربه کردم، مشخص نبودن مرز بین واحدها بود. عملا تفکیک روشنی بین بخش طراحی، تولید و امور اداری وجود نداشت و افراد مختلف در کار همدیگه دخالت می‌کردن. گاهی کسانی که ارتباط مستقیمی با کار فنی نداشتن، درباره روند انجام کار یا زمان‌بندی پروژه‌ها نظر می‌دادن و این موضوع باعث ایجاد تنش می‌شد. مدیر شرکت میره خارج چند وقت یکبار وشرکت خلوت میشه حسابدارش فاز مدیریت برمیداره و تو همه چی دخالت میکنه.خیلی پررو!میاد میگه چرا کار نمیکنین و دعوا راه مینداره. . نمیدونم مدیرعامل کجا ها کارکرده قبلا، ولی انگار اصلا نمیفهمه که نیروی طراحی برای تولید کار تعریف میکنه.... نه نیروی تولید برای نیروی طراحی. من بین کار سرم رو میذاشتم رو میز که استراحت بکنم و منشی ایه میومد میگفت چرا خوابیدی؟ خیلی خیلی پرروو... البته مدیر بهش رو داده که اینقدر پررو شده. من ندیدم هیچ جا نیروی اداری اینقدراختیار داشته باشه که راجع به کار برنامه نویس نظر بده. میتونم بگم مشکل اصلی تو سیستم مدیر عامله که قاطعیت نداره و به نیروی اداری اش تا این حد اختیار داده که گزارش کار نیروی برنامه نویس رو میگیره که البته عامل اصلی ترک نیروهای مهندسی شرکت هم همین نیروی اداری هست.
از نظر پرداخت حقوق هم تجربه خوبی نداشتم. هر چی بی سواد تر باشین و کارتون فیزیکی باشه ارزشتون پیش مدیر عامل بالاتره و حقوقتون بیشتره. مثلا پیرمرد مونتاژ کار 45 میلیون تو سال 1404 حقوق میگرفت در صورتی که حتی نمیتونست بردهایی که خودش مونتاژ کرده رو روشن کنه و تست بکنه. یه مونتاژ کار غیر فنی 2 برابرنیروی برنامه نویس حقوق میگیره اونجا. بقیه کارکنان هم تولیدی هستند و حقوقشون بالاتر از نیروی مهندسی شرکت هست. به نظر من ارزش و جایگاه نیروهای فنی طراحی و برنامه‌نویسی در شرکت کمتر از چیزی بود که انتظار میره. در مقابل، نیروهای تولید و مونتاژ اهمیت بیشتری داشتن و اختلاف حقوق بین بخش‌ها هم به چشم می‌اومد. این موضوع برای افرادی که قصد فعالیت در حوزه طراحی دیجیتال یا برنامه‌نویسی دارن، می‌تونه مهم باشه. توصیه می‌کنم قبل از ترک شرکت، تمام کارهای نیمه‌تمام رو تعیین تکلیف کنین و مستندات لازم رو تحویل بدین. من با وجود اینکه همه کارهام رو تحویل دادم و حتی بعد از خروج از شرکت هم پاسخگوی سوالاتشون بودم، برخوردی که انتظار داشتم رو ندیدم. , و حق و حقوقم درست پرداخت نشد.
از نظر مدیریت هم احساس می‌کردم اختیارات زیادی به بخش اداری (یک خانم مسیول محاسبات حقوق و کار اداری است) داده شده و گاهی تصمیم‌گیری‌ها یا پیگیری کارها از مسیرهای غیرمعمول انجام می‌شد. به همین دلیل بعضی وقت‌ها مشخص نبود مسئول مستقیم هر موضوع دقیقا چه کسیه.
از اون منشی شرکت که جلو در میشینه و خانمی که دوستشه و مونتاژ میکنه فاصله بگیرین. خیلی سعی کردن با من صمیمی بشن و من رو صمیمت حرف هایی بهشون گفتم که واقعا پشیمونم کردن. خیلی سیاس و دورو و زیرآبزن هستن. روابط بین کارمندان آقا و خانم خیلی پیچیدست. شبیه سریال های ترکیه ایه. یه آقای هست که قدش بلند و لاغره و کارای رادیو رو انجام میده، نیروی قدیمی شرکته و از 94 تو مبین ارا الکترونیک بوده. با اینکه بیرون شرکت دوست دختر داره که باهاش میره ترکیه هرسال و همه میدونن اینو تو شرکت، ولی همزمان با دوتا از نیروهای خانم شرکت رابطه داره. حتی تو شرکت و توساعت کاری همو بوس میکنن. البته فک میکنن کسی نمیبینه. با خانم طراح تو آشپزخونه که گوشه حیاطه قرار میذارن و همو بوس میکنن اونجا. فک میکنن دید نداره ولی من قشنگ میدیدم. انگار برای پسره مهم نیست بقیه کارکنان ببینن که دخترارو تو محل کار بوس میکنه.
راستی بابای این خانومه که گفتم مونتاژ میکنه ،میاد شرکت دنبالش انگارو زنگ شرکت رو میزنه گاهی. ..یا میاد تو شرکت با مدیر صحبت میکنه! میدونم عجیبه ولی منم دلیلشو نمیدونم. مثل مدرسه که مامان بابا ها میومدن درسشونو بپرسن.... حواستون باشه چون قشقلق راه میاندازه اگه اشتباهی آیفون شرکت رو جواب بدین و باباش رو نشناسین. کلا این خانمه مونتاژ کارکه اندام چاقی داره چالش داره یکم !سعی کنین ازش دوری کنین. گول ظاهر چاقشو نخورین. من فک میکردم چاقا مهربونن.خیلی سیاس و دورو و مارموزهست. من چند باری سوار ماشینش شدم و رو صمیمت از زندگی شخصی ام بهش گفتم. بعدا فهمیدم که کلی چیزای دروغ بهش اضافه کرده و به بقیه همکارا گفته.این خانم منشیه که حقوقارو حساب میکنه دوستشه مثلا ولی کلی دربارش بد میگه وقتی نیست و مذهبی بودنشو مسخره میکنه، و اینکه نماز میخونه، ولی جلوش کلی قربون صدقش میره.
راستی شرکت نه خدماتی داره ونه آبدارچی و همیشه کثیفه. البته یه خانمی گاهی میاد تمیز میکنه اونجارو ولی همیشه کثیف و به هم ریختس. سرویس بهداشتی کثیفی داره که سطل زبلالش تا لب پره!

بیمهحقوق ناکافی شرکت کوچک
ℹ️ این تجربه، نظر شخصی یک فرد است و الزامی بر درستی/نادرستی آن نیست.

مهندس برق الکترونیک/برنامه نویس | تمام وقت

★★★★★ ★★★★★ 1.1

محیطی نا امن برای خانم ها! استخدام نیروی خانم جهت استفاده ابزاری، نه کار تخصصی!!!!
من به‌عنوان یک نیروی خانم و طراح الکترونیک، مدتی در این مجموعه مشغول به کار بودم و این تجربه، تلخ‌ترین تجربه کاری من در تمام سال‌های فعالیتم بود
آن زمان پذیرش دکترای فول‌فاند آمریکا را گرفته بودم و تازه وقت سفارت داشتم. قصد داشتم تا زمان صدور ویزا، برای مدت کوتاهی در جایی مشغول به کار شوم و درآمدی داشته باشم. من بیش از ۱۰ سال سابقه کار به‌عنوان برنامه‌نویس، طراح سخت‌افزار و طراح سیستم‌های الکترونیکی داشتم و به دلیل آمادگی برای آزمون زبان، از محل کار قبلی خود خارج شده بودم.
اکثر شرکت‌هایی که برای مصاحبه مراجعه می‌کردم، سفته یا تعهد خدمت درخواست می‌کردند. از آنجایی که این مجموعه چنین شرایطی نداشت، برای من گزینه مناسبی به نظر می‌رسید؛ زیرا نمی‌خواستم برای یک دوره کوتاه سه‌ماهه درگیر مسائل مربوط به سفته، تعهد و تحویل پروژه شوم. به همین دلیل خیلی سریع مشغول به کار شدم و شرایط نامناسب آنجا را نیز تحمل کردم.
مسیر رفت‌وآمد شرکت برای من اصلاً مناسب نبود. روز مصاحبه به‌طور کاملاً شفاف به مدیرعامل اعلام کردم که از کرج رفت‌وآمد می‌کنم و تحت هیچ شرایطی نمی‌توانم بعد از ساعت ۵:۱۵ در شرکت بمانم. مدیرعامل نیز صراحتاً گفت که مشکلی وجود ندارد، می‌توانم رأس ساعت محل کار را ترک کنم و اضافه‌کاری اجباری در شرکت وجود ندارد.
از همان ابتدا از ظاهر شرکت و کارکنان مشخص بود که با یک شرکت مهندسی واقعی طرف نیستید، بلکه بیشتر شبیه یک کارگاه تولیدی بود. محل شرکت در زیرزمین قرار داشت، سرویس بهداشتی در گوشه حیاط بود و صندلی‌های فرسوده و غیراستانداردی داشت که انگار از ضایعات جمع‌آوری شده بودند. خودشان هم می‌گفتند که تجهیزات دست‌دوم خریداری شده‌اند .از آنجا که واقعاً تصور می‌کردم ویزایم ظرف سه ماه صادر می‌شود، سعی می‌کردم به این مسائل توجه نکنم و فقط کار کنم و حقوق بگیرم.
در این مدت، دائماً در شرکت درباره ازدواج صحبت می‌شد و سعی می‌کردند یکی از کارکنان قدیمی شرکت( نیروی rf) را به من نزدیک کنند. من هیچ توجهی به این موضوع نداشتم، چون تمام تمرکزم روی مهاجرت و آماده‌سازی برای سفر بود. خود آن فرد نیز مرتباً تأکید می‌کرد که دوست‌دختر دارد و حتی با صدای بلند درباره سفرهای تفریحی به ترکیه با او صحبت می‌کرد. حقیقت این است که من آن زمان درگیر برنامه مهاجرت به آمریکا بودم و حتی لحظه‌ای به چنین موضوعاتی فکر نمی‌کردم. اما از آنجایی که معمولاً در محیط کار با آقایان راحت ارتباط برقرار می‌کنم، ظاهراً این مسئله برای برخی افراد باعث سوءبرداشت می‌شد.
متأسفانه پس از سه ماه ویزای من صادر نشد. پذیرشم را برای ترم بعد دیفر کردم و همچنان منتظر ماندم. در همین زمان شرایط شرکت روزبه‌روز بدتر شد. من که همیشه در حوزه طراحی سیستم‌های الکترونیکی و برنامه‌نویسی فعالیت کرده بودم، در این مجموعه تقریباً هر کاری انجام دادم؛ از مونتاژ گرفته تا QC و تست. بیگاری به معنای واقعی! بخش زیادی از زمانم صرف رفع ایرادهای مونتاژ می‌شد. مونتاژکارهای مجموعه از نظر فنی ضعیف بودند و عملاً شما باید اشتباهات آن‌ها را اصلاح می‌کردید. ساعت‌ها کنار میز مونتاژ می‌نشستم و دود قلع را استنشاق می‌کردم. تنها کاری که انجام ندادم، جارو کشیدن و نظافت بود.
مدیرعامل از روی روابط شخصی، فردی حدوداً ۸۰ ساله را به‌عنوان مونتاژکار استخدام کرده بود و دستمزد قابل‌توجهی نیز به او پرداخت می‌شد. در کنار او، یک مونتاژکار خانم نیز حضور داشت که به نظر می‌رسید بیشتر از تمرکز بر کار، توجهش به جلب نظر دیگران بود و با پوشش نامناسب اندام برهنه اش رو به نمایش میگذاشت. این موضوع فضای حرفه‌ای محیط کار را تحت تأثیر قرار داده بود. چاک سینه و بند لباس زیر این نیروی مونتاژ کار همیشه بیرون بود. حتی موقع حرف زدن با نیروی آقای جوان RF عشوه میآمد وبا بند لباس زیرش بازی میکرد. نیروی RF هم کاملا از چهرش مشخص بود که با حرکات این خانم تحریک میشه.
مونتاژ کار خانم و دیکر تکنسین ها ساعت 11:30-12 ظهر میان سرکار و تازه ساعت 3 ظهر دست به کار میشن و ساعت 5:15 عصرکه شما بخواین برین، برای شما کار تعریف میکنن. تعجب نکنین .....نیروی تکنسین و مونتاژ کار بدون دانش فنی، حتی نیروی RF که کارش مخابراتیه و هیچ تخصصی راجع به کار شما نداره آخر وقت برای شما کار تعریف میکنند. و شما رو مجبور میکنن که اضافه کار بمونین و مدیر عامل از نیروی های تکنسین و اداری که حتی الفبای الکترونیک رو نمیدونن گزارش کار شمارو میگیره. فقط به این دلیل که نیروی قدیمی شرکت هستند. شرایط کاری کاملا خلاف چیزی بود که مدیر عامل در جلسه مصاحبه عنوان کرده بود. با این حال، چون همچنان امیدوار بودم ویزایم صادر شود، شرایط را تحمل می‌کردم و با خودم می‌گفتم که این وضعیت موقتی است و به‌زودی از شرکت خارج خواهم شد.. کی واسه چند ماه کار عوض میکنه؟
اما با اعمال محدودیت‌های جدید مهاجرتی و لغو گسترده ویزاهای دانشجویی ایرانیان توسط ترامپ، برنامه‌های من به هم ریخت و از نظر روحی شرایط بسیار سختی را تجربه کردم. در همان دوره، وارد رابطه‌ای عاطفی با یکی از کارکنان شرکت (نیروی RF )شدم؛ تصمیمی که امروز آن را یکی از اشتباهات بزرگ زندگی خود می‌دانم.
متأسفانه در آن مقطع زمانی در سردرگمی شدیدی قرار داشتم. نمی‌دانستم برای کدام کشور اقدام کنم و اعتبار مدرک زبانم نیز در حال اتمام بود. در همان شرایط، بخشی از مسائل و دغدغه‌های شخصی زندگی‌ام را با او در میان گذاشتم.دوستاش که دو تا خانم های شرکتن (منشی و مونتاژکار) و یه اقای که بهش میگن مسئول QC خیلی کمک میکنن و نقشه میکشن براتون تا این رابطه شکل بگیره. مثلا الکی و اغراق آمیز از غذاتون تعریف میکنن. یا بصورت غیر طبیعی و دسته جمعی از بوی عطرتون تعریف میکنن. مثل اینکه با بقیه دخترای شرکت هم همینکارو کردن و فقط من نبودم. درکل سوژه تون میکنن البته بخاطر اینکه بیکارن و دنبال تفریح و سرگرمی میگردن. در مجموع احساس می‌کردم برخی افراد در محیط کار، به دلیل نداشتن مشغله کافی، از ایجاد حاشیه و دخالت در روابط دیگران نوعی سرگرمی برای خود ساخته بودند. متاستفانه وارد رابطه با یه پسرِبچه نَنه و لوس و نُنُر که دائم قهر میکنه شدم. تو عمرم اینقدر خار و خفیف نشده بودم. تا اینجاش خییلی بد نیست!!!!!!!!! قضیه اونجایی دارک میشه که رابطه‌ای که تصور می‌کردم خصوصی و میان دو نفر است، در عمل چنین نبوده است. او طوری رفتار می‌کرد که انگار هیچ‌یک از همکارانش از این رابطه اطلاعی ندارند، اما بعدها متوجه شدم جزئی‌ترین مسائل و گفتگوهای بین ما با افراد دیگر در میان گذاشته می‌شد. من ماه آخرم تو شرکت بود که فهمیدم که جزیی ترین مسایل شخصی من رو اول به دوست صمیمی اش (که اکباتان میشینه و تو بازارتهران کارمیکنه و پاره وقت میاد شرکت) میگه و اونم صاف میره میذاره کف دست دوست دخترش. یه دختره که بچه ساله و کنارش میشینه و مونتاژ میکنه. و توشرکت پخش میشه. خلاصه بگم انگار فیلم سوپرتون تو شرکت پخش میشه اگه با این پسره برین تو رابطه. عکس دو نفره میگیره باهاتون و برای سواستفاده ازتون نگه میداره. موضوعی که باعث شد احساس ناامنی بیشتری نسبت به این رابطه و محیط کاری پیدا کنم. این پسره کارای رادیو شرکت رو میکنه و از سال94 تو شرکت بوده و با همه دخترایی که تو شرکت اومدن و رفتن، رابطه داشته. یه وقت نشینین درد و دل کنین باهاش......اولا اینکه همه حرفاتون رو همه تو شرکت میفهمن. ثانیا، وقتی حرفاتون به گوش این دختر مونتاژ کاره میرسه، میره صد تا میذاره روش، تحویل مدیر عامل میده. مدیر عامل هم دهن بینه و همه رو باور میکنه..... توروخدا مواظب باشین!
اگه خانم هستین، یادتون باشه پسره با این تکنیک شروع به مخ زنی میکنه که: براتون تعریف میکنه که زمان جوونی یه دوست دختر داشته که خیلی دوستش داشته و عاشقش بوده و دختره تصادف میکنه و میمیره و بعدش پسره خیلیییی غصه میخوره. حتی عکس دخترره رو هنوز داره و بهتون نشون میده. با این داستان میخواد بهتون نشون بده که خیلی احساسات و عواطف داره. این روش رو رو همه دخترایی که میان شرکت میزنه. و بعد هم شروع میکنه به پاستیل خریدن براتون. انگار عادت کرده تو اون شرکت با پاستیل خریدن برا دخترا میل جنسی اش رو تامین بکنه. مدیر عامل هم انگار از این قضیه بدش نمیاد، چون دائم نیروی خانم استخدام میکنه و هیچ نظارتی رو روابط خانم و آقا تو شرکت نداره.
در بدو ورودم نیروی اداری یا منشی شرکت که کار محاسبه حقوق ها را نیز انجام میدهد، به من گفت که نیروی برنامه نویس تند تند جابجا میشود و وقتی علتش را جویا شدم بهم گفتن: که مدیر عامل تا حالا کسی رو اخراج نکرده و همه خودشون استعفا دادن. بعدها متوجه شدم نیروهای قدیمی یا به قول مدیر عامل نیروهای وفادار مجموعه کاری میکنند که نیروی متخصص مجبور به استعفا و ترک مجموعه میشود. وقتی نخواهین با نیروی RF ادامه رابطه بدین یا نخواین رفتار بچه گانه و قهر کردنش رو تحمل بکنین، همه نیروها با هم بر علیه شما پیش مدیر عامل شهادت میدهند. مثلا در باره من گفته بودند که من شماره کارت عابرکارکنان رو برداشتم و ازشون دزدی کردم. با اینکه با داشتن شماره کارت همچین چیزی امکان نداره،چون رمز دوم به شماره موبایل شما پیامک میشه، ولی مدیر به تیمش اعتماد داره و وقتی تیم تولید و تکنسینش حرفی رو بزنن چشم بسته قبول میکنه. جالبه بدونین وقتی استعفا میدین، انتظار دارن که بعد از تهمت دزدی بمونین و کارتون رو تحویل بدین و بعد شرکت رو ترک کنین. در نهایت حق و حقوق من پرداخت نشد و دایم تهدید به شکایت بر علیه ام میکردند. شاید تصورش براتون سخت باشه، ولی حروم زاده ترین آدم هایی بودن که تو عمرم دیدم.
در مجموع، یکی از مهم‌ترین مشکلات این مجموعه از نگاه من، فضای حاشیه‌ساز، دخالت در مسائل شخصی کارکنان، نبود مرز حرفه‌ای میان روابط کاری و شخصی، و کم‌رنگ بودن احترام به حریم خصوصی افراد بود؛ مسائلی که در نهایت باعث شد این همکاری به یکی از ناخوشایندترین تجربه‌های کاری من تبدیل شود. بشخصه این محیط را حتی برای کوتاه مدت به نیروهای خانم توصیه نمیکنم.

جای پارکعدم توازن کار و زندگی محیط غیر حرفه‌ای بی نظمی کاری مدیریت ضعیف شرکت کوچک
ℹ️ این تجربه، نظر شخصی یک فرد است و الزامی بر درستی/نادرستی آن نیست.