شرکت «توسعه فناوریهای هوشمند نوابغ جوان» با هدف ارائه راهکارهای نوآورانه در حوزه فناوری، کسبوکار و زیرساختهای فناورانه تأسیس شده است. این مجموعه با تمرکز بر توسعه فضاهای کار اشتراکی، دفاتر اختصاصی، شتابدهی استارتاپها و مشارکت در پروژههای فناورانه، بستری پویا برای رشد و تجاریسازی ایدههای نوآورانه فراهم کرده است.
اگر سر تا پاتون رو طلا هم گرفتن اصلا دور و بر این شرکت پیداتون نشه. چه به عنوان کارمند چه حتی به عنوان مشتری.
بسیار خودشون رو حرفه ای جلوه میدن و ادعا میکنن که مثل یه خانواده هستند و... اما مطلقا هیچ ارزشی براشون ندارید. مدیرعامل شرکت در ظاهر **** هست اما در باطن این شرکت و خود این *** میچرخونه. نحوه مدیریت شرکت این شکلیه که معتقدن همه باید فروشنده باشن و مهم نیست که جایگاه شغلی شما چیه. شما باید بتونی به اندازه پول حقوقت بفروشی.
پرسنل زیر نظر شدید با دوربین کنترل میشن. پرداخت حقوق با تاخیر و نامنظم
حتی در تعامل با مشتری هاشون هم یک طرفه و بدون انصاف رفتار میکنن چه برسه به پرسنل
قبلا تو سایت ویکی تجربه تماما نظرات منفی بود ازشون و هرکی رفته بود پشیمون شده بود
هرچی که راجب خودشون میگن رو تقسیم بر 100 کنید تا به واقعیت برسید. از کنارشون رد میشی باید مراقب باشی جیبت رو نزنن. بسیار خالی بند
فقط پول رو میشناسن نه هیچی دیگه
حتی با مشتریاشون هم همش به مشکل میخورن. چه برسه شما که کارمندشونی
نه ساختار سازمانی مناسبی داره. نه مدیرهاش سواد درست و درمونی دارن. اما تا دلت بخواد ادعا دارن.
اگه یه روزی ندونسته از کنار این شرکت رد شدید و متوجه شدید شرکت نوابغ جوان هستش مسیرتون رو کج کنید که خدای نکرده همکاری چه به صورت کارمند چه مشتری با این شرکت نداشته باشید. فقط پول رو میشناسند و خبری از همکاری خبری از همدلی و موراد دیگاه به هیچ وجه نیست و لطفا توصیه منو گوش کنید و سعی کنید هیچ همکاری با این شرکت نداشته باشید اخیرا هم جای شرکت تغییر کرده و به برج میلاد انتقال یافته است
یکی از بدترین تجربه های کاری من، در این شرکت بود.
از مدیر عامل و رییس هیئت مدیره که یک خانم بی نهایت بی شخصیت و مدعی بود(نمی دونم هنوز هستش یا نه) تا مدیر داخلی گرفته که حتی دیپلم هم نداشت و افتخارش این بود که بخاطر توانایی هاش مدیر داخلی شده، همه و همه بیش از حد از ادب و شعور انسانی دور بودن و تمامی کارمند ها در تمامی بخش ها(حتی همکارانی که در محل اونا دفتر اجاره می کردن) رو تهدید می کردن. اضافه کاری پرداخت نمیشد، به دلایل مختلف و الکی توبیخ صورت می گرفت و کادر کاملا غیر حرفه ای بود.
اگر سلامت روان و شخصیت فردیتون براتون اهمیت داره، هرگز با این مجموعه که به جرات میتونم بگم با باند بازی کارشون رو به جلو می برن، همکاری نکنید
امروز داشتم تو جاب ویژن آگهی میزاشتم که اتفاقی اسمشون رو دیدم ... برای تمام فیلد ها آگهی دادن ، یعنی تو این شرکت فقط مدیر عامل و اون خانم عقده ای ثابته ، بقیه هی عوض میشن !
تجربه من از اون مرکز تو تمام مدتی که متاسفانه کار کردم :
(اگه تو مصاحبه هم گفتن این نظرات دروغ یا شایعه اس ، امتحانی یکماه کار کنین خودتون با گوشت و استخون میفهمین چی میگم )
1- خانم ه.ق.ج.م به شدت عقده ای ، بی ادب و بدون چهارچوب هست ، تو خونه کسی آدم حسابش نمیکنه از خدمتکار و پرسنل توجه میخره و سرکوبشون میکنه تا بقیه جلوش دولا راست بشن تا ایشون عقده هاش که ریشه در کودکی داره رو با 17% سهامی که به صورت ... گرفته جبران کنه !
2-نیروهای این شرکت هیچکدوم قدیمی نیستن ، جز یکی دو نفر ... نیروها اصلا نمیمونن ، وقتی هم که میرن حق و حقوقشون رو باید به زور بگیرن ، تو حق خوری حرفه ای ان ، چه حق پرسنل چه مشتری ها ، بیشتر تایمشون رو توی اداره کار و کلانتری و دادگاه میگذرونن
3-شرکت هیجانی ای هست، هرروز یکی میاد داد و بیداد میکنه ، پس خونسردی خودتون رو حفظ کنین و از حراست که جدیدا به مجموعه اضافه شده کمک بگیرید !
4- تایم نهار لقمه هات رو میشمارن ، پشت دوربین مث ... منتظرن لقمه ات رو نخوردی بهت زنگ بزنن کار بگن ، حتی ساعت کاریتم که داره تموم میشه از قبلش یه کار بیهوده بهت میدن که نتونی بری به زندگیت برسی ، چون خودشون زندگی ندارن و مدیر عاملم که دوتا بچه هاش رو رها کرده همسرش داره تو شهریار بزرگشون میکنه این فقط چسبیده به کار و کار و کار و ه
5- نه پاداش داری نه مزایا ، الکی گول نخور ! حتی حقوقتم به موقع نمیدن ، ساعت کاری نزنی حقوق اون روزت رو نمیده ، دیر کنی جریمه میشی اما اضافه کاری بمونی وظیفته هیچی گیرت نمیاد
6-اون خانومه دوس داره یه عالمه حرف بزنه ، میری تو اتاقش حواست باشه کلی حرف میزنه تهش که داری میری خونه نگهت میداره چون کار امروزت رو تموم نکردی ! وسط حرفاش بلند شو بگو کار دارم وگرنه خاطره و تروما کودکی زیاد داره !
7-اونجا کارخونه نیست ! این بنده خدا یه زمانی به ساختمون 7 طبقه میگفت برج ، الانم به برج میگه کارخونه !
8-مرخصی به زور باید بگیری ، باید ثابت کنی مرخصی میگیری برای خوش گذرونی نیست چون خیلی حسوده ، بفهمه قراره بهت خوش بگذره مرخصی نمیده هیچ اضافه ترم ازت کار میکشه !
9-قبلا رو گوشیای شرکتی ریکورد صدا گذاشته بودن ، تو تایم کاری که دوربین چک میکردن و بعد تایم کاری هم که وقتی همه میرفتن تفریحاتشون این بود بشینن مکالماتو گوش کنن ، از توش یه چیزی در بیارن !
10- یه نیرو همه کاره هم هست اونجا که اگه حتی کسی نباشه اون هم مدیره ، هم فروشنده ، هم منشی ، هم خدمتکار ، هم حسابدار ، همه چی دیگه خلاصه ، خیلی مهارت داره ، خیییییلییییییاااااااا
قبلا تو سایت دیگه ای تجربه نوشته بودم اما اینجا رو جدید دیدم
حتما لینک سایت رو به بقیه همکارای عزیز سابقم میدم که بیان نظر بزارن
تجربه کاری من در این مجموعه با چیزی که در ابتدا تصور میکردم متفاوت بود. مهمترین نکتهای که به نظرم متقاضیان باید قبل از شروع همکاری در نظر بگیرند، این است که حتماً درباره ساعت کاری، نحوه محاسبه اضافهکاری، شرایط همکاری و تغییرات احتمالی قرارداد، از ابتدا توافق شفاف و ترجیحاً کتبی داشته باشند.
به نظرم قبل از پذیرش پیشنهاد شغلی، حتماً درباره تمام جزئیات ساعت کار، روزهای کاری، اضافهکاری، حقوق و پورسانت و نحوه پایان همکاری سؤال کنید و توافقات مهم را مکتوب داشته باشید. تجربه شخصی من این بود که شفافیت در این موارد اهمیت بسیار زیادی دارد.
تنها هدف تاسیس این شرک تلکه کردن جیب مشتریان و فروش کدپستی های صد هزارتومنی با رانت به دست آمده به مبلغ شصت میلیون به مشتریان و دور زدن و پیچاندن ماموربیمه و مامور مالیات و رشوه دادن به پستچی هاست و هیچ خدمتی به مخاطب ارائه نمیدهد.
مال حرام به مذاق تیم مدیریت این شرکت خوش آمده و به ادامه دادن همین رویه حق خوری مشتری و کارمند مشغولند.
مدیریت فحاش و غیر حرفه ای این شرکت عملا این شرکت را برای ارضای عقده های روحی و روانی اش تاسیس کرده
زنی مریض و شکاک که از ارتباط خوب بین همکاران بسیار ترس داشت و با سمی کردن فضای کار امورات می گذراند.
مدیران جوان و بسیار کم تجربه و غیر حرفه ای دارد، هیچ کاری در این مجموعه روی اصول و قواعد انجام نمیشود. هرروز قانون و تصمیم جدیدی گرفته میشود و پرسنل موظف به اطاعت و انجام بی چون و چرای آن هستند. امنیت شغلی به شدت پایین است و رفتار بی ادبانه دارند و از الفاظ زشتی استفاده میکنند. تایم کاری مشخص نیست، اگر زمان کاملا ازادی دارید این موضوع اذیتتان نمیکند چون در پایان تایم کاری به شما اطلاع میدهند که باید اضافه تر بمانید آن هم بدون دریافت وجه و یا اینکه جلسات غیر ضروری و بسیار طولانی میگذارند. تمام حرکات شما توسط دوربین کنترل میشود و حتی در مورد شما از همکارانتان حرف میکشند. قراردادها یک طرفه و کاملا به نفع کارفرما نوشته شده باید خیلی اشراف داشته باشید و به تمام جملات ریزبینانه نگاه کنید تا بعدا دچار مشکل نشوید. پرداختی ها به کسورات ناعادلانه و بدون برنامه ریزی و با تاخیر پرداخت میشود.
قطعا در برخورد اول متوجه موضوعاتی که در نظرات مطرح شده است نشوید اما بعد از گذشت یک هفته روی اصلی خودشان را نشان میدهند. در کل اگر جایگاه شغلی و پیشرفت و امنیت برایتان مهم هست من نوابغ را پیشنهاد نمیکنم.
اگه سلامت روانتون براتون مهمه، واقعاً پیشنهاد میکنم قبل از اینکه وارد این شرکت بشید، خوب تحقیق کنید.
تا وقتی که من اونجا بودم این شرکت دو تا مدیر داشت که یکیشون خانم بود و با اینکه سهم زیادی در شرکت نداشت ولی در همه امور دخالت میکرد و به نظرم بخش زیادی از کارش این بود که تو کار همه پرسنل دخالت کنه، دوربینها رو چک کنه ببینه کی با کی حرف میزنه و چی میگه و از دلش یه حاشیه جدید دربیاره و سرگرم بشه (البته بین خود مدیران حاشیه وجود داشت که پرسنل درگیر میشدن)
حریم خصوصی هم عملاً معنی خاصی نداشت. حتی زمان ناهار هم میومد کنار ما مینشست که ببینه درباره چی حرف میزنیم انگار نگران بود یه وقت علیهش توطئه کنیم و برامون از خاطرات زندگیش در ترکیه تعریف میکرد خاطراتی که راستش برای ما جذابیتی نداشت، ولی به هر حال باید مینشستیم و گوش میدادیم.
خلاصه به هر بهونه ای صدات میکرد میرفتی اتاقش صحبت های غیرکاری میکرد و تا دیروقت نگهت میداشت چون کارات مونده بود.
کلاً فضای بیاعتمادی عجیبی وجود داشت و این حس رو میداد که همیشه تحت نظر هستی.
در کل چیزی که برای من بیشتر از همه آزاردهنده بود، خود حجم کار نبود، فضای روانی و مدیریتی شرکت بود. اینکه مدام احساس کنی زیر نظر هستی، حرفهات ممکنه منتقل بشه، روابط بین همکارا کنترل میشه و حریم شخصیات چندان جدی گرفته نمیشه.
من اینا رو صرفاً به عنوان تجربه شخصی خودم میگم و طبیعتاً ممکنه تجربه بقیه متفاوت باشه، ولی اگر محیط کاری آروم و سالم براتون مهمه، قبل از استخدام حتماً از چند نفر که اونجا کار کردن درباره فضای واقعی شرکت پرسوجو کنید.
این شرکت یکی از عجیب ترین جاهایی هست که میشه کار کرد.
کل پرسنل شرکت کمتر از ۱۰ نفر نیستند اما سه نیروی خدماتی برای ارضای عقده های دو مدیر مشکل دار مجموعه وجود دارد که با اور دادن های خود، حس برتر بینی خودشون رو با تحقیر بقیه ارضا کنند.
مثال آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی میشه شرکت نوابغ ...
مصطفی کاوه با ایران ایران کردن و استراتژیست خوندن خودش فقط دنبال اینه که چه جوری جیب مشتری و کارمند رو بزنه و با رابطه عجیب غریبش با خانم جولقانی مسکن که انگار برده اش هست مدیریت میکنه به اصطلاح!!!
در حالی که این خانم معلوم الحال با ۱۵ هزار تا سهم عنوان رئیس هیئت مدیره رو آورده دنبال اسمش و به کاوه و زنش ریاست میکنه!
این خانم کلی مشکل داره که گاهی برای پرسنل تعریف کرده از داستانهای تجاوز و خفت شدنش و غیره و ذالک که هیچ نیازی نیست مطرح بشه با نیرویی که برای کار کردن اومده
اما چون ایشون عقده های روانی حل نشده از دوران کودکی و بزرگسالی دارند به بازی روانی و سمی کردن محیط و یار کشی و خبر چینی علاقه فراوانی داره و همیشه دنبال زیر بغل مار هستند.
سرگرمیش هم اینه که دوربین رو زوم کنه رو صورت پرسنل و در حالی که خودش مسخره ترین شخصیت رو داره بقیه رو دست بندازه
یا مدام در حال دادگاه رفتن و رسیدگی به شکایات مختلفن یا دنبال یه زمین مفت که برن برای خودشون اعتبار بخرن و با اجاره زمین خالی جیبیشون رو پر کنن و چکاشون پاس کنند و همیشه خدا هم هشتشون گروعه نهشونه
الآنم که رفتن تو برج میلاد با قرارداد مشکل دارشون در حال زدن جیب کسب و کارها هستند.
این شرکت یکی از عجیب ترین جاهایی هست که میشه کار کرد.
کل پرسنل شرکت کمتر از ۱۰ نفر نیستند اما سه نیروی خدماتی برای ارضای عقده های دو مدیر مشکل دار مجموعه وجود دارد که با اور دادن های خود، حس برتر بینی خودشون رو با تحقیر بقیه ارضا کنند.
مثال آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی میشه شرکت نوابغ ...
مصطفی کاوه با ایران ایران کردن و استراتژیست خوندن خودش فقط دنبال اینه که چه جوری جیب مشتری و کارمند رو بزنه و با رابطه عجیب غریبش با خانم جولقانی مسکن که انگار برده اش هست مدیریت میکنه به اصطلاح!!!
در حالی که این خانم معلوم الحال با ۱۵ هزار تا سهم عنوان رئیس هیئت مدیره رو آورده دنبال اسمش و به کاوه و زنش ریاست میکنه!
این خانم کلی مشکل داره که گاهی برای پرسنل تعریف کرده از داستانهای تجاوز و خفت شدنش و غیره و ذالک که هیچ نیازی نیست مطرح بشه با نیرویی که برای کار کردن اومده
اما چون ایشون عقده های روانی حل نشده از دوران کودکی و بزرگسالی دارند به بازی روانی و سمی کردن محیط و یار کشی و خبر چینی علاقه فراوانی داره و همیشه دنبال زیر بغل مار هستند.
سرگرمیش هم اینه که دوربین رو زوم کنه رو صورت پرسنل و در حالی که خودش مسخره ترین شخصیت رو داره بقیه رو دست بندازه
یا مدام در حال دادگاه رفتن و رسیدگی به شکایات مختلفن یا دنبال یه زمین مفت که برن برای خودشون اعتبار بخرن و با اجاره زمین خالی جیبیشون رو پر کنن و چکاشون پاس کنند و همیشه خدا هم هشتشون گروعه نهشونه
الآنم که رفتن تو برج میلاد با قرارداد مشکل دارشون در حال زدن جیب کسب و کارها هستند.
من یک سال توی این شرکت کوچیک زمان و وقت و انرژیم رو هدر دادم. به دلیل اختلافات و برخوردهای شخصی مدیریت که به نظر من روی مسائل کاری هم تأثیر گذاشته بود، ۵ ماه حقوق معوقه داشتم.
خوشبختانه در همون تایمی که توی شرکت کار میکردم، همزمان شکایت کردم و از شرکت بیرون نیومدم. ولی در آخر، وقتی دیدن که نمیتونن من رو مجاب به استعفا کنن، دسترسیهام رو به سامانه ثبت ورود خروج و سامانههای کاری قطع کردن و تا جایی که تونستن مانع حضورم شدن!
در نهایت، بعد از پیگیریهای مکرر و اقدامات قانونی، تونستم تمام حق و حقوقم رو از مسیر قانونی دریافت کنم
از نکات مثبت مجموعه میشه به این مورد اشاره کرد که کارمند اینجا فرصت خوبی برای یادگیری فرآیندهای اداره کار و پیگیری حقوق قانونی خودش پیدا میکنه و در نهایت با دید بازتری برای کار کردن توی شرکتهای بعدی تصمیم میگیره.
و در آخر، قبل از امضای هر چیزی، حتی نقطه و ویرگول متن رو هم چک کنید که معنی جملهها به چند شکل قابل تفسیر نباشه. حتماً از تمام مدارکی که امضا میکنید عکس بگیرید و برای خودتون نگه دارید.
و در کل همیشه یادتون باشه کسی نمیتونه شما رو مجبور کنه چیزی رو به زور امضا کنید یا کاری رو به زور انجام بدید؛ از حقتون دفاع کنید و این قدرت رو داشته باشید که حتی اگر مدتها طول بکشه، برای گرفتن حقتون پیگیری کنید و کوتاااااااه نیاااااااااید... قشنگیش به همییییییینه :)